قهرمان ميرزا عين السلطنه

899

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بود . هرگز اين كلمات را نمىگفتند . اين نزاع هم براى معادن طلا است . انگليسيها راضى نمىشوند و قلبا ميل ندارند معادن طلا دست ديگران باشد . جمهورى ترانزوال مدتى است برپا شده و سكنهء آنجا « داچ » مىباشند . ولايت حاصل‌خيز خوبى است . معادن هم بسيار دارد . جمعيت آنجا يك ميليون زيادتر است . چهل هزار « داچ » كه هلاندى باشد در آنجا مسكن دارد و بواسطهء همان داچها جمهورى مستقلى شد . 114360 ميل مربع زمين دارد و ماليات آنجا تقريبا 266802 ليره مىشود و اين ماليات هم به همان معادل خرج گرفته مىشود ، مثل ممالك متمدنهء فرنگ . پاىتخت جمهورى اسمش پرتوريا است . انگليسها از شش طرف محاصره شده‌اند تا از آن ميانه چه درآيد . هنوز مآل كار و انجام اين گفتگوها معلوم نيست . نقدا اسراى انگليسى را قرار شده جمهورى ترانزوال تسليم انگليس كند و تحت الحفظ به لندن ببرند و در آنجا محاكمه شوند و يك مبلغى هم حكومت كاپ و كمپانى افريقاى جنوبى به حكومت مزبور بدهد . كلوخ‌اندازان جمعه 29 شعبان المعظم - پريشب و ديشب را مهمان بودم خانهء مشكوة السلطنه و شريف الدوله . خوش گذشت . چهار ساعت و نيم از دسته گذشته با اعتصام نظام درشكه نشسته به خانهء محمد حسن ميرزا رفتيم . جمعهء آخر مهمانى آخر شعبان است . در حقيقت « كلوخ‌اندازان » رمضان محسوب مىشود . ترامواى شهر مملو از زن و مرد بود كه به حضرت عبد العظيم مىرفتند . بايد خيلى ازدحام شده باشد . مدعوين آمدند . معتضد - السلطنه هم آمد . بسيار خوش گذشت . ناهار خوبى دادند . جمعه‌هاى شاه روزهاى جمعه عملهء خلوت ويلان هستند . احدى درب خانه نمىرود . چنانچه سابقا نوشتيم همان شخص مىرود . از قرارى كه مجددا شهرت داده‌اند و به نواب عليه هم زينت السلطنه والدهء سالار السلطنه گفته بود از خانمهاى خوب شهر هم مىبرند . على خان خواجهء انيس الدوله و آغا سعيد خان خواجه رافع و دركارند . يعنى زينت السلطنه شكايت كرده بود كه امسال زغال و هيزم حرم‌خانه و بعضى تكلفات ديگر از قبيل انعام دايه‌ها و خلعت آنها و غيره مقطوع شده ، همه ساله به سالار السلطنه خز و شال براى زمستان مىدادند ، امسال خز را سنجاب و ترمهء كشميرى را « اميرى » دادند . خرج شاه زياد شده ، خصوصا مخارج . . . روز جمعه . گذشته از ماهرخسار ديگران زيادتر مىروند . اين كارهاى شاه در اين مدت خيلى اسباب تعجب و تحير شده . همهء مردم از اين فقرهء روز جمعه مطلع شده در كوچه و بازار اسباب صحبت و مطرح ميان خلق است . سابقا هم شاه گاهى از اين كارها مىفرمودند . اما اول جوانى و خيلى محرمانه بود . مىگويند انيس الدوله اين كارها را يادآورى كرده . از روزى كه از جاجرود